مهره ها را می چینم و می نشینم کنار تا ادامه بدهد
و بازی من از اینجا شروع می شود
پنج تا فرصت به حریفم می دهم و شروع می کنم
یکی یکی حرکت های بعدی اش را حدس می زنم
آدم های قابل پیش بینی و خسته کننده در همان 5 حرکت اول مایوسم می کنند از خودشان
و من بازی را تمام می کنم
قمار باز خوبی بوده ام تا به حال
.
ولی تو هم حریف خوبی نیستی
گمان می کردم از قمار کردن با تو خوشم بیاید
ولی تو هنوز هم بازی را نفهمیده ای و هی گاف می دهی
سه بار تا به حال به حدس های من جواب داده ای !
.