خوشم که رویای تو ام ...
دل نازک که بشوم ..
باز زندگی دندان تیز می کند !
----------------------
پ.ن :
من حوصله مرموز بازی و ادا اصول ندارم ...
حالا تو هی کرشمه خرکی بیا برا من !
حذف شد !
از جنس خاک و از حسرت پرواز ...
---------------------
پ.ن :
" ــ دروغگو دشمن خداست..
ــ خدا .. چقد دشمن داری ! "
انگشت هایم را می بُرم
گاهی برای سیلی زدن ، پنج تا انگشت هم زیادی است
یاد آن روزها به خیر ...
که برای لمس کردن انگشت کم می آوردیم !
-------------------------------------------------
پ.ن :
- ببخشید ، این خیابون یه طرفه ست ؟
- آره داداش .. خلاف اومدی !
گاهی دلم یه دیوار می خواد
سنگی ... سخت
نه برای اینکه تکیه کنم ...
برای اینکه سرمو بکوبم بهش !
کوله پشتی ام پر است از آینه های دروغگو
هر که را بخواهم اغوا کنم یکی بهش میدهم
...
تا حالا خودت را توی آینه دیده ای ؟!
.
-------------------------------
پ.ن :
ــ تو هنوزم منو دوست داری ؟
ــ آره
ــ از بس که خری !
هر کسی یا هر چیزی که به این دنیا میاد یه زنجیر هم باهاش متولد میشه!
اینو میدونم ...
و فکر می کنم در مورد من یه اشتباهی شده که زندگی برام اینقدر سخته...
موضوع اینه که من برای هیچ زنجیری ساخته نشدم !
مهره ها را می چینم و می نشینم کنار تا ادامه بدهد
و بازی من از اینجا شروع می شود
پنج تا فرصت به حریفم می دهم و شروع می کنم
یکی یکی حرکت های بعدی اش را حدس می زنم
آدم های قابل پیش بینی و خسته کننده در همان 5 حرکت اول مایوسم می کنند از خودشان
و من بازی را تمام می کنم
قمار باز خوبی بوده ام تا به حال
.
ولی تو هم حریف خوبی نیستی
گمان می کردم از قمار کردن با تو خوشم بیاید
ولی تو هنوز هم بازی را نفهمیده ای و هی گاف می دهی
سه بار تا به حال به حدس های من جواب داده ای !
.
دو دقیقه سکوت لطفا ...
یک دقیقه به نشان احترام و همدردی با همه آدمهایی که توهماتشان ،
واقعی تر از واقعیاتشانند ..
و یک دقیقه به نام آنکه این روزها در من کشتمش!
.