تبليغاتX
قصه های صامت
 

         خوشم که رویای تو ام ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط انار  | 

 

دل نازک که بشوم ..

   باز زندگی دندان تیز می کند !

----------------------

پ.ن :

من حوصله مرموز بازی و ادا اصول ندارم ...

حالا تو هی کرشمه خرکی بیا برا من !

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت   توسط انار  | 

 

            حذف شد !     

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت   توسط انار  | 

 

از جنس خاک و  از حسرت پرواز ...

  ---------------------

پ.ن :

    " ــ دروغگو دشمن خداست..

      ــ خدا .. چقد دشمن داری !  "

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت   توسط انار  | 

 

انگشت هایم را می بُرم

گاهی برای سیلی زدن ، پنج تا انگشت هم زیادی است

یاد آن روزها به خیر ...

که برای لمس کردن انگشت کم می آوردیم !

       -------------------------------------------------

پ.ن :

    - ببخشید ، این خیابون یه طرفه ست ؟

   - آره داداش .. خلاف اومدی !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط انار  | 

 

گاهی دلم یه دیوار می خواد

سنگی ... سخت

نه برای اینکه تکیه کنم ...

برای اینکه سرمو بکوبم بهش !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت   توسط انار  | 

 

کوله پشتی ام پر است از آینه های دروغگو

هر که را بخواهم اغوا کنم یکی بهش میدهم

...

تا حالا خودت را توی آینه دیده ای ؟!

.

              -------------------------------

پ.ن :

 ــ تو هنوزم منو دوست داری ؟

 ــ آره

 ــ از بس که خری !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط انار  | 

 

هر کسی یا هر چیزی که به این دنیا میاد یه زنجیر هم باهاش متولد میشه!

اینو میدونم ...

و فکر می کنم در مورد من یه اشتباهی شده که زندگی برام اینقدر سخته...

موضوع اینه که من برای هیچ زنجیری ساخته نشدم !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت   توسط انار  | 

 

مهره ها را می چینم و می نشینم کنار تا ادامه بدهد

و بازی من از اینجا شروع می شود

پنج تا فرصت به حریفم می دهم و شروع می کنم

یکی یکی حرکت های بعدی اش را حدس می زنم

آدم های قابل پیش بینی و خسته کننده در همان 5 حرکت اول مایوسم می کنند از خودشان

و من بازی را تمام می کنم

قمار باز خوبی بوده ام تا به حال

.

ولی تو هم حریف خوبی نیستی

گمان می کردم از قمار کردن با تو خوشم بیاید

ولی تو هنوز هم بازی را نفهمیده ای و هی گاف می دهی

سه بار تا به حال به حدس های من جواب داده ای !

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت   توسط انار  | 

 

دو دقیقه سکوت لطفا ...

یک دقیقه به نشان احترام و همدردی با همه آدمهایی که توهماتشان ،

واقعی تر از واقعیاتشانند ..

و یک دقیقه به نام آنکه این روزها در من کشتمش!

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت   توسط انار  |